سه گانی سپید 5

خرید بک لینک




زخم هايم
سربازند و من
درد مي كشم از خدمتشان...



در اتاق سرد تنهائي
كنار شومينه
تنها ياد تو گرمم مي كند!

هر بار

آه می کشم

بوم دلم می سوزد!



اين است حكايت عشق
چشم هايت كه مي بارد
گونه هايم خيس مي شود!


(5)

اینقدر زیر و رویم نکن

والله

ریگی به کفشم نیست!


(6)

روز به روز برایم گرانتر می شوی

نمی دانم ارزش دل من پائین است

یا تورم عشق بالا!


(7)

بر من که می تابی

چشمانم پر از اشک می شود

خورشید من!


(8)

وقتی که لگدمال می شود!

چه فرقی می کند فرش اصفهان ، تبریز ، یا دلم!

در زیر پای تو؟


(9)

اشکم رقصید

در جشن رقیبم

و هلهله ی شادی تو!


(10)

"عشق"

الاکلنگی ست که "من" را پائین می کشد

"تو" را بالا!


(11)

شب را ترجیح می دهم

وقتی که در روز

ستاره ها ناجوانمردانه می میرند!


(12)

آنقدر

بریدی از من

که تمام شدم...


(13)

مدام بوسه می زند

بر تن قفس ش

ماهی!


(14)

چترت را بینداز

دستانم را چتر می کنم بر سرت

شاید برف رو سفیدم کند!


(15)

شنیده ام از سردی شهر پنهان شده ای!

شال و کلاه کرده ام تا برای یافتنت

شهر را به آتش بکشم!


(16)

دستت را که "ها" می کنی

لبهایت غنچه می شود

و زمستان ، بهار...


(17)

لالایی می خوانم

برای کودک درونم

شاید که این غرور لعنتی بخوابد!


(18)

کاش می توانستم

کوه ها را جا به جا کنم

شاید خستگی ام رفع شود...


(19)

هر بار

با خود گفتم که می آیی این بار

نیامدی و این بار ها در دلم شد انبار!


(20)

چقدر مغرور شده ای!

این روزها برایت ترازویی هستم دیجیتال!

مرا زیر پا می گذاری و قدر خودت را می دانی...


(21)

هی تصویر تو...

دفتر نقاشی ام پر شد

بس که انتظار کشیدم!


(22)

کاش هرگز عاشق نمی شدم

مرگ بر عشق

مرگ بر عشق که تو را از من گرفت!


"افلاطون پاشائی پور"

سه گانی حسرت...

ما را در سایت سه گانی حسرت دنبال می‌کنید

برچسب: سه گانی سپید, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 13:46

صفحه بندی